خانه / اخبار / شهادت حضرت سجاد علیه السلام

شهادت حضرت سجاد علیه السلام

امامت و حق حاکمیت در صحیفه سجادیه

دوره حیات امام سجاد علیه السلام، یکی از سخت‏ ترین و خفقان بارترین دوره‏ ها برای اهل‏ بیت و ائمه‏ علیهم السلام بود و محدودیت‏ های بسیاری از سوی امویان برای امامان شیعه اعمال می ‏شد. از این رو برای امام سجاد علیه السلام زمینه دایر کردن جلسات بحث و تفسیر و فقه و علوم دیگر میسر نبود.

آن حضرت علیه السلام ، بسیاری از معارف ناب اسلامی را در قالب دعاهای صحیفه بیان داشته اند. از این رو می‏ بینیم که در دعاهای این کتاب، ظریف‏ ترین مباحث خداشناسی، هستی ‏شناسی، عالم غیب و فرشتگان، رسالت انبیاء، جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله  و اهل‏ بیت علیهم السلام ، فضایل و رذایل اخلاقی، حالات خاص انسان، شیوه‏ های شیطان در گمراه ساختن مردم، گرامی داشت اعیاد و یوم الله‏ های مختلف، مسائل اجتماعی و اقتصادی، اشارات تاریخی و سیره، توجه دادن به مظاهر قدرت پروردگار، یادآوری نعمت ‏های مختلف خداوند و وظیفه شکر و سپاس، آیات آفاقی و انفسی پروردگار، ادب و آداب دعا، تلاوت، ذکر، نماز و عبادت و … ده‌ها موضوع مهم دیگر مطرح است. قالب، قالب دعا و نیایش است ولی مضمون، تبیین دین و ارزش ‏های اخلاقی و معارف قرآنی و وظایف عبادی و آداب بندگی است.

پیشواى چهارم، انسانى کامل و برگزیده حق و در همه جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کمال رسیده و نمونه مجسم و عینى قرآن و رسول خدا صلی الله علیه و آله  بودند. در دوران سیاه حکومت اموى که ارزشهاى انسانى و فضائل اخلاقى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد، ساده زیستى، تواضع، نوع دوستى، نرم خویى و رعیّت پرورى از زمامداران خود به عنوان خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله، شاهد دنیا طلبى، اشرافیّت، تجمّل گرایى، خود محورى و بزرگ بینى آنان بودند، آن امام هُمام، چون خورشیدى فروزنده درخشیدند و وجودشان مجمع همه فضائل و ارزشهاى فراموش ‍ شده گشت؛ چندان که دوست و دشمن را به تحسین واداشت. محمد بن طلحه شافعى مى نویسد: ایشان، زینت عبادت کنندگان، پیشواى زاهدان، سرور پرهیزکاران و امام مؤمنان است، سیره ایشان گواه آن است که ایشان فرزندصالح رسول خدا صلی الله علیه وآله و سیمایشان بیانگر مقام قربشان نزد پروردگار است. در این مجال جلوه ها و نمونه هایی از فضائل، سیره و مکارم اخلاقى آن حضرت در طول عمر با برکتشان، که حقیقتاً بهترین و کاملترین الگو برای جوامع بشری است را به تصویر می کشیم .

فزونى عبادت و نیایش امام چهارم علیه السلام در پیشگاه خدا به حدى بود که آن حضرت سرور و زینت بخش عبادت کنندگان (سیّد العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده (سجّاد) لقب یافتند. ایشان در پیشگاه حقّ به قدرى پیشانى بر خاک مى ساییدند که همه مواضع سجده شان پینه مى بست و هر سال دو بار و هر بار پنج عدد از پینه ها را مى بریدند، از این رو، به آن حضرت (ذُو الثَّفـَنـات) (یعنى صاحب پینه ها) مى گفتند

امام سجاد علیه السلام هنگامى که وضو مى گرفتند رنگ از چهره مبارکش مى پرید. از علّت آن سؤال شد. فرمودند : آیا مى دانید مى خواهم در برابر چه کسى بایستم؟!

امام باقرعلیه السلام در مورد علت ملقّب شدن پدر بزرگوارش به لقب (سجاد) مى فرمایند: او را سجاد نامیدند، چون: هیچ گاه نعمتى را به یاد نمى آورد مگر آن که سجده مى کرد؛ هیچ وقت آیه اى از قرآن را که سجده (واجب یا مستحب ) داشت نمى خواند مگر آن که سجده مى کرد؛ خداوند هیچگاه بدى و ناگوارى را از او دفع نکرد مگر آن که سجده کرد، هیچ زمان از نماز واجب فارغ نشد مگر آن که سجده کرد، هیچ گاه بین دو نفر را اصلاح نکرد مگر آن که سجده کرد، (بر اثر فزونى این سجده ها) آثار سجده در تمامى مواضع سجود آن حضرت نمایان بود.

عفو و گذشت و پاسخ بدى را به نیکى دادن از دیگر خصلتهاى پیشواى چهارم علیه السلام می باشد. آن امام همام از این خوى برجسته خود چنین یاد مى کند: «جرعه اى ننوشیدم که نزد من محبوبتر از جرعه خشمى باشد که در مقام تلافى صاحب آن برنیایم.»  فرو بردن خشم براى من، گواراترین نوشیدنیها بود!

روزى مردى هاشمى به امام علیه السلام جسارت کرد. آن حضرت سخنى نگفتند. پس از بازگشت آن مرد، امام علیه السلام به حاضران فرمودند : آنچه ایـن مرد گفت، شنیدید؛ دوست دارم همراه من بیایید تا نزد او برویم و پاسخ مرا نیز بشنوید.

امام علیه السلام به راه افتادند و این آیه را تلاوت مى کردند: «پرهیزکاران کسانى هستند که … خشم خود را فرو مى برند، و از خطاى مردم در مى گذرند؛ و خدا نیکوکاران را دوست مى دارد.»

امام علیه السلام به در منزل آن مرد رسیدند. وى که تصور مى کرد امام علیه السلام براى تلافى آمده است در حالى که خود را آماده پاسخ و برخورد کرده بود بیرون آمد. امام علیه السلام به وى فرمودند : اى برادر! تو لحظاتى پیش نزد من آمدى و سخنانى گفتى؛ آنچه گفتى اگر در من هست خداوند مرا بیامرزد، و اگر نیست خدا تو را بیامرزد.

آن مرد با دیدن چنین واکنشى از امام علیه السلام شرمنده شد و بر پیشانى آن حضرت بوسه زد و گفت: آنچه گفتم در شما نبود و خود بدان سزاوارترم!

بخشش به نیازمندان و رسیدگى به مشکلات آنان، خصلت فراگیر همه امامان معصوم علیهم السّلام بود که در زندگى هر یک از آن بزرگواران نمونه هاى فراوانى به چشم مى خورد.

امام سجّاد علیه السلام زندگى تعداد زیادى از خانواده هاى مستمند را تأمین مى کردند . و هر شب با انبانى انباشته از نان و خرما و … به طور ناشناس به خانه هاى آنان مى رفتند. تا وقتى که آن حضرت زنده بودند کسى نفهمید که نیازهاى آنان را چه کسى تأمین مى کند. پس از شهادت آن حضرت دریافتند که آن فرد ناشناس على بن حسین علیه السلام بوده است.

پیشواى چهارم هیچ غذایى نمى خورد مگر آن که همانند آن را صدقه مى داد و مى فرمودند : هرگز به(حقیقت)نیکوکارى نمى رسید مگر آن که از آنچه دوست مى دارید(در راه خدا)انفاق کنید.

روش امام زین العابدین علیه السلام در انفاق و صدقه دادن این بود که قبل از آنکه صدقه را به نیازمند بدهد آن را مى بوسید. وقتى از علّت آن سؤال شد، فرمودند : من دست سؤال کننده را نمى بوسم، بلکه دست پروردگارم را بوسه مى زنم. صدقه پیش از آن که به دست نیازمند برسد به دست پروردگارم مى رسد.

روش دیگر آن گرامى در صدقه، سرّى انجام دادن آن بـود. آن بزرگوار در این باره مى فرمودند : صدقه پنهانى، (آتش) خشم پروردگار را خاموش مى کند. امام چهارم همچون سایر امامان علیهم السلام، شجاع، دلیر و ظلم ستیز بودند . موضع سخت و سخنان کوبنده آن حضرت در برابر ستمگران خودکامه اى هم چون عبیداللّه، یزید و عبدالملک بهترین گواه قوّت روحى و شجاعت آن بزرگوار در جریان های بعد از واقعه کربلا و دوران امامت آن امام همام است.

در برابر عبیداللّه که آن حضرت را تهدید به قتل کرده بود فرمودند: آیا مرا به کشتن تهدید مى کنى؟ مگر نمى دانى که کشته شدن (در راه خدا) روش ما و شهادت، کرامت ماست؟

در برابر یزید فرمودند : اى پـسر معاویه و هند و صخر! تو مى دانى که جدّم على بن ابى طالب علیه السلام در روز بدر، احد و احزاب پرچمدار اسلام بودند؛ ولى پدر و جدّ تو پرچمدار کافران بود.

در برابر عبدالملک که آن حضرت را احضار کرد و گفت: من که قاتل پدر شما نیستم، پس چرا با ما رفت و آمد نمى کنید؟:

امام فرمودند: قاتل پدرم هر چند به زندگى دنیوى او خاتمه داد؛ لیکن آخرت خویش را با این جنایت، تباه ساخت؛ اگر تو هم دوست دارى مانند او باشى باش!

اتخاذ چنین موضع قاطع و بیان چنین سخنان عتاب آمیز در برابر این حاکمان قلدر و مستبدّ، در کاخ و محلّ حکومت آنان، شجاعتى فوق تصور مى طلبد.

به علاوه خطبه آتشین آن حضرت در کاخ یزید که به افشاگری جنایت ها و ظلم و فساد دستگاه بنی امیه و خصوصاً یزید انجامید نیز نشان از اوج قدرت روحی و شجاعت آن حضرت دارد.

نتیجه آن که سیره اخلاقی و فضایل و کرامات اهل بیت علیه السلام کامل ترین و بی بدیل ترین سیره و فضایل اخلاقی است و منحصر به یک دوره یا مرحله ای از زندگی پربار ایشان نمی شود و در لحظه لحظه زندگی ایشان ساری و جاری است. اما این روحیات و کمالات بسته به شرایط زمانی و مکانی و در برابر افراد و جریان ها متفاوت است.

گاهی در برابر مستضعفان و محرومان و ضعفای جامعه … وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ، وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ اند و انفاق و محبت و گذشت از سرتاسر وجودشان لبریز می شود، و گاهی نیز در برابر مستکبران و ظالمان و حاکمان جور و ستم، شجاع ترین، دلیرترین و محکم ترین انسان ها برای ستاندن حق مظلوم از ظالم اند..

صفحه مورد نظر یافت نشد

معنای «ثارالله» چیست؟

معنای ثارالله چیست؟ آیا اطلاق این کلمه به امام حسین علیه السلام، ریشه قرآنی و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *