خانه / اخبار / وفات علامه حلی

وفات علامه حلی

علامه حلی  فقیه و متکلم شیعی در قرن هشتم هجری و نخستین فردی است که با لقب آیت الله خوانده شد و شاگردان و کتبی معروف از وی یه یادگار مانده است . برگهای زرین حیات علامه با تعهد و صداقت مزین و با تار و پودی از اخلاص و محبت شیرازه گردیده است . مرزبان بیداری که فقه شیعه و معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را در سایه سار ولایت پاسداری کرد و فقاهت را با درفش ولایت برافراشت . باشد که با دقت و مطالعه در زندگی این ستاره درخشان روح بلند ، ایمان ، لوح دانش و فضیلتهای معنوی و تقوای او را نظاره کنیم و در پرتو معرفت ، هنر ، تعهد و اخلاصش ، نبض حرکت دانشها و تحصیلات خویش را تنظیم نماییم و با شیوه برخورد با رخدادها و فراز و نشیب حوادث روزگار آشنا شویم .

حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی معروف به علامه حلّی، در شب جمعه ۲۹ رمضان سال ۶۴۸ قمری در شهر حله به دنیا آمد و وی یکی از نامی ترین علمای شیعه و صاحب آثاری در اصول، فقه، تفسیر، منطق، کلام و رجال و غیره است. وی در گسترش فقه شیعه نقشی مهم داشت و نیز مبانی کلامی و اعتقادی شیعه را با تکیه با مبانی عقلی تبیین کرد. ایشان صاحب ابتکارات و نوآوری و دارای شخصیت معنوی جلیل القدری است . پدر علامه حلّی ، یوسف بن مطهر از متکلمان و عالمان علم اصول در حله بود.

علامه حلی از اوایل کودکی به تحصیل علم و کسب کمال پرداخت. ادبیات عرب و علوم مقدماتی و متداول عصر را در حله نزد پدر دانشمندش و سایر علمای بزرگ آن منطقه، همچون دایی بزرگوارش محقق حلی و پسر عم مادرش شیخ نجیب‌الدین یحیی بن سعید و سید احمد بن طاووس و رضی‌الدین علی بن طاووس و حکیم مشهور ابن میثم  بحرانی   مؤلف شرح نهج البلاغه آموخت . هنوز سنین عمرش به حد بلوغ نرسیده بود که از تحصیل علوم مقدماتی فراغت یافت و به مقام عالی اجتهاد نائل آمد .

از اساتید ایشان می توان به عالمان زیر اشاره نمود : شیخ سدید الدین حلی ( پدر علامه ) ، محقق حلی ( دایی او) ، شمس الدین محمد کیشی ، خواجه نصیر الدین طوسی ، ابن میثم بحرانی ، و ….. .

علامه حلی شاگردان زیادی تربیت کرده است . بنا بر نقلی نزدیک به ۵۰۰ مجتهد از درس او فارغ التحصیل شده اند ولی نام اکثر آنها در تاریخ نمانده است . بعضی از این شاگردان هم کتابی نزد او خوانده اند و هم از او اجازه روایت دارند و بعضی دیگر در یکی از این دو جنبه شاگرد او محسوب شده اند.و بعضی دیگر در یکی از این دو جنبه شاگرد او محسوب می شوند : فخرالمحققین ( فرزند علامه ) ، قطب الدین رازی ، محمد بن علی جرجانی ، حسین بن علی عاملی ، ابوالحسن محمد استرآبادی ، زین الدین نیشابوری و ….. .

آثار و تألیفات علامه  در حدود صد کتاب از آثار خطی یا چاپی او شناخته شده که بعضی از از آنها به تنایی ( مانند تذکره الفقها ) کافی است که نبوغ او رال نشان دهد علامه کتب زیادی دارد که غالب آنها در زمانهای بعد از او از طرف فقها، شرح وحاشیه شده است .

کتابهای او عبارتند از : قواعدالأحکام ، تحریرالاحکام ، مختلف الشیعه ، تذکرة الفقهاء ، الارشاد ، منتهی المطلب ، نهج الحق ، البحاث المفیده فی تحصیل العقیده ، تلخیص الکشاف ، منهاج الاستقامه ، تهذیب الوصول الی علم الاصول و ….. .

علامه حلّى از کسانى است که عنوان جامع معقول و منقول بحق برازنده اوست. او همان طور که اکثر علما درباره‌‌اش گفته‌اند مجتهدى حکیم، متکلمى رجالى، مفسرى محدث و ادیب و شاعر است و نوشته‌‌هاى او که تقریبا تمام دائره‌‌هاى علوم را شامل مى‌شود بر این گفته شاهد صدق است

از اقدامات او تقسیم احادیث به اقسامى است که امروزه نزد علما متداول است. در قدیم علماى شیعه احادیث را یا ضعیف مى‌دانستند و یا صحیح، ولى علامه حلّى از جهتى احادیث را به صحیح، حسن، موثق و ضعیف و از جهات دیگر نیز به اقسام دیگرى نیز تقسیم مى‌کند. ناگفته نماند که این اقسام به نحوى در کتاب‌هاى اهل سنت قبلا آورده شده بود ولى اجراى آن در احادیث شیعه به ابتکار علامه بود

محدث متتبع و دانشمند نامی، محدث نوری در کتاب مستدرک وسائل الشیعه در مورد او چنین می‌‌نگارد: علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر اقیانوس علوم و غواص فضائل و حکمت‌ها حافظ ناموس هدایت و ارشاد و شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل کننده آثار فسادگران او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌‌درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده‌تر از شمشیر مسموم است. او دارنده مقامات فاخره و کرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است او زبان گویای فقها و متکلمین، محدثین، مفسرین و ترجمان حکما و عرفای سالکین متبحر است. او فردی است که لقب آیت الله تام و کامل، شایسته اوست رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد .

شیعه شدن سلطان به دست علامه حلی :

دو نقل درباره علت شیعه‌شدن سلطان محمد خدابنده وجود دارد که هر دو در نهایت به تحقق این امر به دست علامه حلی منتهی می‌گردد.
یک نقل آن است که به دلیل کشیده شدن مناظرات علمای حنفی و شافعی به مشاجره و توهین به همدیگر، بسیاری از امرای مغول که بعد از مسلمان‌شدن سلطان، به اسلام گرویده بودند از آن مشمئز گردیده و به آیین قبلی خود بازگشتند.
ولی سلطان به تحیر و شک افتاده و به‌واسطه درایت وزیر شیعه‌اش با علامه که در شهر حله زندگی می‌کرد آشنا می‌شود و از او درخواست کتاب می‌کند و علامه نیز کتاب « منهاج الکرامه » و « نهج الحق » را به او می‌دهد و سپس مناظراتی با علمای اهل سنت انجام می‌دهد که آن‌ها نیز به قوت استدلالات علامه اعتراف می‌کنند و سلطان شیعه می‌شود و به نام ائمه علیهم‌السّلام خطبه می‌خواند و سکه می‌زند و امرای مغول نیز شیعه می‌شوند.
نقل دیگر آن است که سلطان، زن مورد علاقه خویش را در یک مجلس سه طلاقه می‌کند و سپس پشیمان می‌گردد ولی تمام علمای اهل سنت می‌گویند بدون محلل رجوع جایز نیست. شخصی که شیعه بوده به سلطان خبر می‌دهد که عالمی در حله این عقد را باطل می‌داند.
علمای اهل سنت با تحقیر علامه، او را بی‌عقل می‌شمارند ولی سلطان بیشتر تشویق به ملاقات او می‌شود مجلسی ترتیب داده می‌شود و علاّمه پس از ورود به ایران ، در اولین جلسه‌ای که سلطان تشکیل داد شرکت کرد و بدون توجه به مجلس شاهانه، با برخورد علمی و پاسخ‌های دقیق و محکمی که به سؤالات می‌گفت دانشمندان و پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت را به پذیرش نظر خویش ملزم کرد و در خصوص طلاق همسر شاه فرمود : طلاق باطل است چون شرط طلاق که حضور دو شاهد عادل باشد فراهم نبوده است. شاه با خوشحالی از این فتوا، از قدرت علامه حلی در بحث و مناظره، صراحت لهجه، حضور ذهن قوی، دانش و اطلاعاتی که داشت و با شهامت و دلیل‌های روشن صحّت نظرات خویش را ثابت می‌کرد خوشش آمد و علاقه وافری به فقیه شیعی پیدا کرد .

او پس از عمری تلاش و کوشش در راه احیای شریعت، در یازدهم یا بیست و یکم محرم الحرام ۷۲۶ هجرت در حله وفات یافت و جنازه او به نجف اشرف حمل گردید و در جنب رواق مطهر مرتضوی علیه السلام از ایوان طلا دفن شد، که در مقابل آن، مزار شیخ احمد مقدس اردبیلی قرار گرفته است.

منع :

مستدرک

ریحانه الادب

آشنایی با علوم اسلامی

صفحه مورد نظر یافت نشد

حدیث روز ( حکم وضو بعد از عمل چشم و بینی )

“ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ عَنْ أَخِیهِ علیه السلام : « قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *