خانه / اخبار / ولادت امام حلم و شکیبایی باب الحوائج امام موسی بن جعفرعلیه السلام

ولادت امام حلم و شکیبایی باب الحوائج امام موسی بن جعفرعلیه السلام

موسی بن جعفر عليه السلام ملقب و مشهور به امام کاظم، امام هفتم شيعيان است که پس از شهادت پدرشان امام جعفر صادق علیه السلام به امامت رسيدند و از سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ يعنی مدت ۳۵ سال رهبری شيعيان را بر عهده گرفتند.

روز ولادت آن حضرت در برخی منابع ۷ صفر و در برخی ذی الحجه (بدون تعیین روز آن) ذکر شده است. سال ولادت آن حضرت را نیز برخی ۱۲۷، و برخی ۱۲۸ ه.ق گفته اند.

مادر آن حضرت حمیده خاتون سلام الله علیها معروف به حمیده بربریه یا حمیده مصفاة (پاک) است.

کنیه و القاب امام موسی کاظم (علیه السلام)

ربيع بن عبد الرحمن گفت: بخدا قسم موسى بن جعفر عليه السّلام از كسانى بود كه آثار جلالت و كمال دانش و اطلاع از حقايق عالم در چهره‌اش ديده مى‌ شد، و مي دانست چه كسى ادعاى مقامش را خواهد كرد و منكر امامت و جانشينیش مي گردد ولى اين خشم را فرو مي خورد و آنچه مي دانست اظهار نمي كرد از همين جهت لقب كاظم يافت.

كنيه آن جناب ابو الحسن اول و ابو الحسن ماضى و ابو ابراهيم و ابو على بود معروف بعبد صالح و نفس زكيه و زين المجتهدين و وفى و صابر و امين و زاهر، لقب زاهر را از آن جهت يافتند كه اخلاق پسنديده و بخشش فراوانشان دربین مردم درخشش خاصی داشت.

برخوردهای امام کاظم علیه السلام با دستگاه حکومت

امام كاظم عليه السّلام پس از شهادت پدرشان در سال ۱۴۸، در زمان منصور دوانیقی امامت را عهده‌ دار شدند. منصور عباسى در سال ۱۵۸ در مكه مرد. جانشين وى تا سال ۱۶۹ فرزندش مهدى عباسى بود. پس از آن، يك سال هادى عباسى خلافت كرد و آنگاه هارون به خلافت رسيد که امام در سال ۱۸۳ به دست او به شهادت رسيدند.

دورانى كه امام كاظم عليه السّلام در آن زندگى مى‌ كردند، مصادف با نخستين مرحله استبداد و ستمگرى حكّام عباسى بود. اين اعمال فشار از زمان امام صادق عليه السّلام آغاز شد و تا زمان امام رضا عليه السّلام كه دوره خلافت مأمون بود با شدّت هر چه تمام تر ادامه يافت؛ مردم درزمان مأمون اندكى احساس امنيت سياسى كردند، ولى ديرى نپاييد كه دستگاه خلافت بد رفتارى و اعمال فشار بر مردم را دوباره از سر گرفت.فشار سياسى عباسيان در دوره‌اى آغاز شد كه پيش از آن امام باقر و صادق عليه السّلام با تربيت شاگردان فراوان، بنيه علمى و حديثى شيعه را تقويت كرده بودند و جنبشى عظيم در ميان شيعه پديد آورده بودند.رسالت امام موسی کاظم (علیه السلام) آن بود تا در اين حركت علمى، توازن و تعادل فكرى را ميان شيعيان برقرار كنند.

عصر امام كاظم عليه السّلام دوران بسيار سختى براى شيعيان بود و در اين دوران حركتهاى اعتراض‌آميز متعددى از ناحيه شيعيان و علويان نسبت به خلفاى عباسى صورت گرفت كه از مهم ترين آنها قيام حسين بن على، شهيد فخ – در زمان حكومت هادى عباسى- و نيز جنبش يحيى و ادريس فرزندان عبد الله بود كه در زمان هارون رخ داد. در واقع مهمترين رقيب عباسيان، علويان بودند و طبيعى بود كه حكومت آنان را سخت تحت نظارت آنها بگيرد.

این وضعیت موجب می شد که امام غالبا راه تقیه را در پیش گیرد تا تشكّل شيعه و رهبرى آنها را به طور پنهانى اداره نمايند. طبعا اين وضعيت سبب مى‌شد تا تاريخ نتواند از حركات سياسى امام ارزشيابى دقيقى به عمل آورد. وبه همین خاطر اسناد تاریخی در این مورد اندک است. با این حال نمونه ‌هایی از مبارزه امام و برخورد ایشان با دستگاه حاكم عباسى نقل شده است. از آن جمله‌ تاکید بر عدم مشروعيّت نظام حاکم و عدم همکاری با آن، به عنوان نمونه زمانى كه صفوان بن مهران به عنوان يك شيعه خدمت امام كاظم عليه السّلام مشرف شد، آن حضرت به او فرمودند: همه كارهاى تو نيكو و زيبا است جز يك كار. صفوان پرسيد: اى فرزند رسول خدا! آن چيست؟ امام فرمود: اين كه شترهايت را به هارون كرايه مى‌ دهى. صفوان گفت: من شترهايم را براى لهو و صيد و امثال آن به وى كرايه نمى ‌دهم، بلكه تنها براى سفر حج اين كار را انجام مى‌ دهد. در اين كار او خودش هم مباشرتى ندارد بلكه ديگران را براى آن اجیر مى ‌كند. امام فرمودند:آيا به نظر تو كرايه دادن شترانت به آنها صحيح است؟ صفوان گفت: آرى. امام فرمود: آيا دوست دارى آنها تا انقضاى مدت كرايه و پس دادن شترانت زنده بمانند؟ صفوان گفت: آرى. امام فرمود: هر كس بخواهد آنها زنده بمانند، در صف آنان قرار مى‌ گيرد و هر كس كه از آنها باشد داخل جهنم مى ‌شود.

پس از آن، صفوان تمامى شتران خود را فروخت و وقتى هارون از علت اين كار پرسيد، جواب داد: ديگر پير شده‌ام و غلامانم چنانكه بايد به اين كار نمى ‌رسند.

هارون گفت: مى‌ دانم به اشاره چه كسى شترانت را فروخته‌اى؛ موسى بن جعفر.

نوع ديگر از برخورد امام كاظم عليه السّلام با خلافت عباسى، حركتى بود كه امام در برخورد با على بن يقطين داشت و از وى خواست تا در دربار عباسى بماند و بكوشد تا شيعيان را از گرفتارى نجات دهد. على بن يقطين در شمار اصحاب خاص امام كاظم عليه السّلام بود كه در دستگاه خلافت عباسى داراى نفوذ بود. او در دوره مهدى و هارون نفوذ فراوانى داشت و از آن به نفع شيعيان بهره ‌گيرى مى‌كرد. زمانى كه او از امام خواست اجازه دهند تا خدمت دستگاه خلافت را ترك گويد امام از دادن چنين اجازه‌اى خوددارى كرده و فرمودند:اين كاررا نكن كه ما به تو در آنجا انس گرفته ‌ايم و تو مايه عزّت برادرانت (شيعه) هستى و شايد خدا به وسيله تو شكستى از دوستانش را جبران نموده و توطئه ‌هاى مخالفان را درباره آنها بكشند. اى على! كفّاره گناهان شما همانا نيكى به برادرانتان است.

امام موسی کاظم (علیه السلام) در زندان

امام كاظم عليه السّلام دو بار به دست هارون به زندان افتاده اند كه مرتبه دوم آن از سال ۱۷۹ تا ۱۸۳؛ يعنى به مدت چهار سال به طول انجاميده و به شهادت آن حضرت منجر شده است. درباره مرتبه نخست زندان امام مدّت قيد نشده است.

شهادت امام موسی کاظم (علیه السلام)

درباره كيفيت شهادت امام سه روايت مختلف نقل شده است:

  1. شهادت آن حضرت در پى مسموم كردن امام صورت گرفته است. اين در روايتى از امام رضا عليه السّلام آمده است. همينطور روايات ديگرى كه يحيى بن خالد را به قتل آن حضرت متهم مى‌كند، اين نكته آمده است.
  2. در نقلى آمده است كه آن حضرت را در فرشى پيچانده و چنان فشار داده‌اند كه حضرت به شهادت رسيده است. 
  3. روايت ديگر آن است كه مستوفى نقل كرده: شيعه گويند به فرمان هارون الرشيد سرب گداخته در حلق ایشان ريختند. 

در اين باره روايتى كه بيش از همه شهرت دارد، مسموم ساختن امام است. پس از شهادت امام، جسد مبارك آن حضرت را به دو دليل در معرض ديد خواص اهل بغداد وعموم مردم قرار دادند:

  1. بنا به نوشته اربلى، سندى بن شاهك، فقها و وجوه اهل بغداد را كه هيثم بن عدى نيز در ميان آنها ديده مى‌شد، بر سر جسد مبارك امام آورد تا ببينند زخم و جراحت و يا آثار خفگى در بدن آن حضرت وجود ندارد و به مرگ طبيعى از دنيا رفته است.
  2. از آنجا كه برخى از شيعيان معتقد به مهدويت آن حضرت بودند و يا احتمال داشت اعتقاد به مهدويت او پيدا كنند، جسد امام را روى پل بغداد بر زمين نهادند و يحيى بن خالد دستور داد تا فرياد زنند: اين موسى بن جعفر است كه رافضه معتقدند او نمرده است. پس از آن مردم آمده و او را در حالى كه از دنيا رفته بود نگاه كردند. آنگاه جنازه را در «باب التين» بغداد در مقبره قريشى‌ها دفن كردند.

تاريخ شهادت امام بنا به نقل شيخ صدوق ۲۵ رجب ۱۸۳ بنا به نقل شيخ مفيد ۲۴ رجب، و در نقل مستوفى، روز جمعه ۱۴ صفر بوده است‌.

اخلاق و فضایل امام علیه السلام

امام کاظم عليه السلام به دليل حلم و بردباري در برابر تجاوزکاران و فرونشاندن غيظ و خشم خويش به «کاظم» ملقب بود و به خاطر لياقت و شايستگیشان به «عبدصالح» معروف بودند.

خريدن غلام و آزاد ساختن غلام يكى از برنامه هاى عبادتى امام علیه السلام بوده است به حدى كه در مدت عمر خود بيش از هزار نفر را خريدارى و در راه خدا و جلب رضايت و خشنودى او آزاد ساخته اند.

يكى از مشخص ترين صفات بارز پيشواى هفتم ما سخاوت و بذل وجود و كرم ایشان است كه در راه خدا مبذول مى داشتند.

بر اين اساس است كه سيره نويسان بي طرف اتفاق نظر دارند كه امام موسى بن جعفر علیه السلام يكى از چهره هاى معروف سخاوت و كرم عصر خود بودند و امكانات مالى خود را كه محصول دست رنج خود ایشان بود و از راه كشاورزى و زراعت عائدشان مي شد در اختيار نيازمندان و بيچارگان واقعى اجتماع قرار مي دادند. به ترتيبى بخشش ها و كرامت هاى آن بزرگوار در اعماق دل هاى مردم ريشه دوانده بود كه در مدينه به صورت ضرب المثلى شيوع داشت و مردم گاهى در گفتگوهاى خود به هم ديگر مي گفتند: «تعجب از كسى است كه كيسه بذل و بخشش موسى بن جعفر به او رسيده باشد ولى باز هم اظهار فقر و تنگدستى بنمايد»

امام موسی بن جعفر علیه السلام بسيار به سراغ فقرا مي رفتند. شب ها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريختند و مخفیانه به فقرای مدينه مي رساندند، در حالی که آن ها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است…

منابع:طبرسی، حیات فقکری و سیاسی ائمه، عيون اخبار الرضا، الکافی، تحف العقول.

صفحه مورد نظر یافت نشد

حدیث روز ( حکم تلگرام و فیلتر شکن )

امام جواد علیه السلام می فرمایند : « مَنْ اَصْـغى اِلى نـاطِـقٍ فَقَدْ عَبَـدَهُ، فَإنْ …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *