زندگی‌نامه علامه فقیه اصولی رجالی آیت‌الله‌العظمی 
حاج محمدابراهیم کلباسی اشتری

آیت‌الله‌العظمی علامه حاج محمدابراهیم کلباسی اشتری فرزند حاج شیخ محمدحسن کرباسی خراسانی اصفهانی، از مشاهیر فقها و مجتهدین و اکابر علماء و محققین است. ایشان عالم، زاهد، عابد، ورع، تقی، بلکه ازهد و اعبد و اورع و اتقای علمای زمان بوده؛ وی در سال 1180 ق، در اصفهان دیده به جهان گشود. در سنین نوجوانی پدر را از دست‌داده و پس از فوت پدرش حاج شیخ محمدحسن، تحت تربیت حکیم آقا محمد بیدآبادی (م 1197ق) قرار گرفت. وی هم‌چنین به درس میرزا محمدعلی بن میرزا مظفّر (م 1198ق)، شیخ محمد خاتون‌آبادی، ملّا محراب گیلانی (م 1217ق) و ملّا علی نوری (م 1246 ق) حاضر شد. سپس به سفر حج مشرّف شده، پس از بازگشت، چندی در عتبات عالیات متوطّن شد و از علمای اعلام و فقهای کرام همچون شیخ جعفر نجفی (کاشف الغطاء)(م 1233 ق) سید علی طباطبایی حائری (صاحب ریاض) (م 1231 ق)، سید محمدمهدی بحر العلوم (م 1212ق)، آقا سید محسن اعرجی کاظمینی (م 1263) و سیّد محمّد باقر وحید بهبهانی (م 1205ق) کسب فیض نموده و سپس به ایران بازگشت. پس‌ازآن در قم و کاشان نزد میرزا ابوالقاسم قمی (م 1231 ق) و ملا مهدی نراقی (م 1209) تلمذ نموده و به درجات عالی علم و اجتهاد نائل آمد. او در اصفهان ساکن شد و به تدریس و افتاء، اقامۀ جماعت و ارشاد خلق مشغول گردید و مرجعیت کل شیعه بر عهده‌ی او گذاشته شد و عده‌ای کثیر از اقصی نقاط ازجمله بسیاری از علمای حوزه‌ی هزارساله‌ی نجف اشرف، در درس او حاضر شدند.


​​​​​​​



















​​​​​​​
پدر و اجداد
جدّ ایشان حاج شیخ محمدقاسم کاخکی که خود از علمای شیعه بوده و در خانواده‌ای عالم پرور رشد نموده بود، در زمرۀ افرادی است که نسب آنان به سردار بزرگ اسلام و صحابی وارسته، جانب مالک اشتر نخعی می‌رسد و ازاین‌جهت با نامورانی چون «ورّام بن ابی فراس» مؤلف مجموعه ورّام و نواده دختری او یعنی سید بن طاووس، اسکندر بن دربیس خرقانی، شیخ محمدحسن بن شیخ محمدابراهیم یزدی اصفهانی (متوفای 1268 ه. ق، جدّ خاندان اشتری اصفهانی) و نیز مرحوم شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء اشتراک نسب دارد. حاجی کلباسی نیز در وصیت به اولاد خود، سفارش به حفظ نسب اشتری نموده است.
فرزند حاج محمدقاسم، حاج شیخ محمدحسن، شخصی عالم، فاضل، پارسا و متدین بود. او در یکی از محلات هرات - محله‌ای شیعه‌نشین معروف به «حوض کرباس» - به امامت جماعت و هدایت خلق اشتغال داشت.
حاج شیخ محمدحسن، از محلۀ حوض کرباس هرات به گناباد مهاجرت نمود و به شیخ کرباسی مشهور گشت و در موطن پدری خود «کاخک گناباد» اقامت گزید. ایشان به‌موازات تلاش‌های علمی و تحصیل معارف قرآنی و روایی، با رعایت موازین شرعی به کسب‌وکار نیز مشغول بود.
آیت‌الله حاج شیخ محمدحسن چون از راه حلال اندوخته‌ای به دست آورد، به‌منظور رفاه حال طلاب علوم دینی در جوار بارگاه حضرت امام رضا ؟ع؟ و در بست بالای مشهد رضوی مدرسه‌ای بنیان نهاد که به مدرسۀ «حاج حسن» معروف بود. این مدرسه بین مدرسه نوّاب و حرم مقدس رضوی قرار داشت که اکنون در طرح توسعه‌ی حرم مطهّر خراب‌شده است. آن مرد شریف هم‌چنین به تعمیر برخی مدارس مشهد همت گماشت و اموالی را وقف آن‌ها ساخت. او سپس به اصفهان هجرت نمود و چون بعضی از مردم اصفهان به علت کرباس بافی و تجارت کرباس، لقب کرباسی داشتند، در ‌سال‌های بعد فرزندان و نوادگانش در اصفهان به کلباسی مشهور شدند تا از دیگران متمایز باشند، اگرچه نوادگان او که در عراق زندگی می‌کنند همچنان به کرباسی مشهور هستند. او در اصفهان حمّام قدیمی علی‌اکبر واقع در محلۀ سینه پایینی (خیابان عبدالرزاق) را خرید و وقف روغن چراغ طلاب کرد و هم‌چنین مدرسۀ علمیۀ مادر شاهزاده (نزدیک مسجد حکیم) را تعمیر اساسی کرد و در آن به تدریس مشغول شد.

تولد و کودکی
مدتی از سکونت آیت‌الله حاج شیخ محمدحسن کرباسی در اصفهان سپری نشده بود که در نوزدهم ربیع‌الثانی سال 1180ق صاحب فرزندی گردید که او را «محمدابراهیم» نامید. این کودک دوران رشد خویش را تحت تربیت پدری فاضل، پارسا، اهل تقوا و مادری نیکو سرشت سپری کرد. مدت ده بهار که از سن او گذشت ابرهایی تیره‌وتار، سپهر زندگی او را سیاه‌پوش کرد و مربی عالی‌قدر، دلسوز و نخستین استاد خود، یعنی پدری رئوف را در سال 1190 ه.ق از دست داد. این ضایعۀ اسف‌بار در ذهن تازه شکفته‌اش اثر گذاشت، به‌طوری‌که بعدها از آن به‌عنوان خاطره‌ای رنج‌آور یاد می‌کرد.

تحصیل و تهذیب
آقا محمدابراهیم، بنابر وصیت پدرش، تحت تربیت و مراقبت عارف و حکیم فرزانه آقا محمد بیدآبادی قرار گرفت. حکیم بیدآبادی از بزرگان عرصۀ حکمت و از شاگردان میرزا محمدتقی الماسی و معاصر وحید بهبهانی محسوب می‌شود. او نقش مهمی در تربیت علامه کلباسی داشت تا آنجا که علامه میرزای قمی فرمود: «هر خیری که به حاجی کلباسی رسیده است از برکات عالم ربانی آقا محمد بیدآبادی است».



























​​​​​​​

سفر به حج در آغاز جوانی و هجرت به عراق و بازگشت
آقا محمد بیدآبادی، قیّم و مربی او، وی را به جهت میراث پدری در اوایل بلوغ، مستطیع دانست و او را به حج فرستاد. ایشان پس‌از این سفر بین فقها و علمای شیعه، به حاجی‌کلباسی مشهور گردید. آیت‌الله حاجی محمدابراهیم، پس از سفر حج به عتبات عالیات سفر کرد. خبر رحلت حکیم عارف بیدآبادی او را در کربلا متوقف کرد. پس از سکونت در کربلا، او از محضر وحید بهبهانی و سید علی طباطبایی (صاحب ریاض) بهره برد. سپس در نجف از محضر علامه سید مهدی بحر العلوم، شیخ جعفر کاشف الغطاء و در کاظمین از محقق اعرجی کاظمینی بهره برد و به ایران بازگشت. او مدتی در کاشان از ملامهدی نراقی و در قم از میرزا ابوالقاسم قمی (صاحب قوانین) استفاده کرد؛ و پس از سال‌ها کسب علوم و فضائل، رحل اقامت در اصفهان افکند و مشغول تدریس و تألیف گردید. ایشان نه‌تنها خود به اصفهان بازگشت، بلکه رفیق و یار شفیق خود، علامه سید محمدباقر شفتی گیلانی را به اصفهان آورد. بعد از فتنۀ افغان‌ها -که منجر به شهادت بسیاری از علما و دین‌مداران مکتب اهل‌بیت؟عهم؟ و سوختن کتابخانه‌ها و تخریب بخشی از مدارس علمیه شده بود- بازسازی حوزۀ علمیۀ کهن اصفهان و بازگشت به دوران اعتلای صفویه، مرارت‌ها و زحمات زیادی می‌طلبید که با حضور حاجی کلباسی و سید شفتی در کنار دیگر علمای اصفهان، این امر محقق گردید. علامه کلباسی همه‌جانبه از علامه سید شفتی حمایت کرد تا بتوانند حوزه علمیه را حیاتی دوباره ببخشند.
محقق کلباسی با واجب عینی دانستن تعلیم و تعلّم، سبب شد علمای بسیاری از دور و نزدیک، چون شیخ اعظم انصاری، میرزا محمدحسن شیرازی، حاج ملا هادی سبزواری، سید حسن مدرس مطلق، حاج محمدجعفر آباده‌ای، حاج سید محمدباقر خوانساری (صاحب روضات)، حاج میرزا سید محمدهاشم خوانساری چهارسوقی و حاج سید محمد شهشهانی جذب حوزه اصفهان شوند و او را امام المجدّد لقب دادند. علامه میرزا ابوالقاسم قمی (صاحب قوانین) استادِ حاجی کلباسی، پس از اصرارهای فراوان، به ایشان حکم کرد تا رسالۀ عملیه بنویسد و مرجعیت شیعه را عهده‌دار شود. عاقبت با انتشار رسالۀ "نخبه" و تقلید شیعیان جهان از او، مرجعیت مطلق و زعامت شیعه بر عهده او نهاده شد.

حالات روحی و اقدامات اجتماعی
علامه حاجی کلباسی به لحاظ مقام فقهی و تسلط بر موازین شرعی و نیز حالات اخلاقی به مقام ورع دست‌یافته بود؛ اما این خصلتش هرگز سبب آن نگردید که گوشه‌ای برگزیند و به ریاضت نفس بپردازد یا کاری با جامعه نداشته باشد و از برخورد با انحرافات و منکرات خاموش بماند. او در متن جامعه عصر خویش زندگی می‌کرد و درعین‌حال در صیانت از ارزش‌ها و عملی نمودن دستورهای دینی لحظه‌ای آرام نگرفت؛ البته ایشان به لحاظ رعایت شئون تقوایی و مراتب اخلاصی که داشت، بسیار احتیاط می‌کرد. نسبت به دستگیری از فقرا توجهی کامل و اهتمامی وافر داشت و به امور طلاب و شاگردان خود به نحو احسن رسیدگی می‌نمود.
 آیة الله حاج میرزا ابوالهدی کلباسی نواده او، در کتابی به نام "البَدرُالتمام" حالات روحی و اخلاقی جدّ خود را نگاشته و سجایای انسانی و مراتب اخلاقی او را ذکر نموده است: ایشان با آن عزت مناعت و استطاعتی که داشت، گامی از طریق قناعت بیرون نگذاشت و بر استمرار این حالت که زینت اهل علم و نشانه ساده زیستی است، اصرار می‌ورزید.


عبادات
علامه حاج محمدابراهیم کلباسی، حیات علمی و معنوی خود را در این واقعیت می‌دانست که بر کردار و گفتار خود مراقب باشد و با عبادت و ارتباط با خداوند، نورانیتی قدسی را به اندرون خویش بفرستد و با مناجات شبانه و اصرار و التجاء به درگاه حضرت احدیت خویشتن را بسازد و توفیق پارسایی را از پروردگارش دریافت کند. او موفقیت‌های علمی اجتماعی و فرهنگی خود را مرهون همین نیایش‌های شبانه، توسل، توکل و توجه به خداوند می‌دانست. در بندگی خداوند و هنگام نماز، ذکر و دعا، نهایت خضوع، خشوع و حضور قلب را داشت. یک سال، شب تا صبح مشغول اعمال لیلة القدر و دعا، نماز و تلاوت قرآن بود، برای این‌که حتماً شب قدر را درک کند و از چنین فیضی برخوردار گردد؛ تا آن‌که شب قدر را به نیکی درک نمود و مشاهده کرد که چگونه فرشتگان و روح از آسمان نازل می‌شوند و تا صبح مقدّرات و سرنوشت مردم را به زمین می‌آورند. این تعبّد او را به مقام استجابت دعا رساند و بارها با نماز باران او، رحمت الهی نازل گردید. هم‌چنین با دعای او بیمارانی شفا یافتند و افرادی صاحب فرزند شدند.

رحلت و محل دفن
علامه حاج محمدابراهیم کلباسی پس از مدت هشتادویک سال و نوزده روز عمر بابرکت، در شب پنج‌شنبه هشتم ماه جمادی‌الاولی 1261ق (مطابق با 25 اردیبهشت 1224 ه ش) رحلت نمود و پیکر مطهرش پس از غسل و کفن و مراسم تشییع باشکوه، در برابر مسجد حکیم اصفهان در مقبره اختصاصی دفن گردید.

​​​​​​​